کاش

کاش چشمان تو بانو لب داشت

امید که هر آن، لبی برای چشمات تب داشت

فردا که از آن من شوی

در طلبت

برعمق نگاهت بوسه ها خواهم کاشت

رُنِسانس یعنی تو ...




آدم ِ قرون ِ وسطی !

علم برایش به آخر رسیده بود

تمام قله ها فتح

و تمام راه ها کشف شده بود

در نظرش ؛ دنیا ، چیزی برای عرض اندام نداشت !

هرچه بود ، جمود بود و سکونِ محض

تا این که تو به دنیا آمدی

چشم گشودی و چشمانت خورشید عالم شد

عشق از تو رنگ پذیرفت و جوانه زد و

چون پیچکی به دور جهان پیچید

جهان ، در گرمای ِ پوستین ِ عشق

شکست و گسست و بندها را پاره کرد

و از خواب ِ زمستانی ِ خود بیدار شد .

انقلاب ِ چشم  تو

سر آغاز ِ حرکتی شد  نوین و تمام نشدنی

بدون تو !

بدون عشق !

قرون وسطی ، قرون ایستا می ماند !!

چه کسی هست که نداند

رُنِسانس یعنی عشق ؟

چه کسی هست که نداند

رُنِسانس یعنی تو ؟!

با تو سرباز ؛ پادشاه می شود !

من

کهنه سربازِ صحنه ی روزگار

رَج به رَج

خطر کردم تا انتها ...

حال

مرا چه به وزارت ؟

تو باشی ...

با تو پادشاه ِ هفت اقلیمم

بانو !


با تو پرچم بالاس

بدون تو

پرچمی هستم در اوج

اما افتــــاده !

بهانه ای که عرض اندام کنم

نیست مرا ...

بیـــا و در آغــــوش بکــش ایــن بیــــرق درد را

و طوفان محصور شده در گیسوانِ پریشانت را

به من بچشان

تــا صـلابت عشــق را

به جهانیان دیکته کنم

تو فقط بیا و با من کُر بخوان

دیکتاتوری اش با من ...

حذر کن

این روز ها
پاییز خانه تکانی می کند و
دست می شوید و
درس می دهد دل کَندَن را

ناهید رخسار ِ من
مبادا گیسوانِ پریشانت را
به باد بسپاری و
آتش وابستگی را
به جان پاییز بیندازی !

می ترسم پاییز ؛ آن معلم ِ پیر
تـو را سـوژه کند و
به خود کافر شود !
آری حــذر کـن که
می ترسم پاییز
هیـــز شود

دارو ها آلزایمر گرفته اند ؟!

باور کن بانو

دارو ها آلزایمر گرفته اند

همه را امتحــان کــردم

هیچ دارویی

درد خـــواستن تــــو را

تسکـین نمـی دهـــد !

خونِ دل


دلِ پـــــاییز خون

دلِ انـــــــار خون

دلِ عاشق خون

.....

چندیست کـه بـــــا دیدن تو

دلِ من نیز

همرنگ جماعت شده است .


من و کلاغ و در به دری


قصه ی عشقِ من و تو

حکایت کلاغ است

و

خونه ش !!

صنـم

تو ای شهلایِ افکارِ شب و روز

کمــاکان نه

 همیشـــه دارمـــــت دوســــت

نگار

بی گمان مرگ حق است

گر تصویر نگار
         بر سنگ قبر من
                        حک شود

یکه و تنها قیامت می کنم !