عاقلان ِ مشکوک
رنگ و بو
همان رنگ و بوی مادرزادی بود
چنان که گویی تکه ای از بهشت !
و این سوالِ بی جواب
که چرا در تقدیرش چنین نوشت ؟!
دیوانه خطاب می شد
و من دیدم
زمانی که عرصه را بر خود تنگ می دید
بانگ ِ خدا ، خدا سر می داد
الهی ...
در شگفتم !!
که دیوانه در یقین مستغرق
و عاقلان در مرداب شک گرفتار !