این روز ها
پاییز خانه تکانی می کند و
دست می شوید و
درس می دهد دل کَندَن را

ناهید رخسار ِ من
مبادا گیسوانِ پریشانت را
به باد بسپاری و
آتش وابستگی را
به جان پاییز بیندازی !

می ترسم پاییز ؛ آن معلم ِ پیر
تـو را سـوژه کند و
به خود کافر شود !
آری حــذر کـن که
می ترسم پاییز
هیـــز شود