تب و تاب
شاعری
نان و آب نمی شود
می خواهم ؛ بزنم به کار ساخت و ساز
بکوبم و بسازم این تن ِ لَش را
با مهندسیِ تمام
شالوده ای به چهار ستون بدن بزنم
که هر زلزله ای را تاب بیاورد
چه برسد به تب رفتن تو !
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۲ ساعت 19:50 توسط وحید صادقی
|