هی ادیسون !

من اگر جای تو بودم

چراغی اختراع می کردم روشنی بخش

در دل انسانها ...

تا خورشید تغذیه شود

با تنگستن ِ دل

جهانی که روشن ساختی

با تنگستن ِ لامپ

با مکیدن خون ِ خورشید

زندگی اش ساری و جاری ست

روزی که خورشید بمیرد

این انگل ِ سرگردان

با اومانیسم به منبعی دیگر می اندیشد ؟

یا

موعود را بهانه می کند ؟